السيد الخميني (مترجم: اسلامى)
337
تحرير الوسيلة (فارسى)
( 1 ) دوّم - تكفير است و آن عبارت است از گذاشتن يكى از دستها بر روى ديگرى ، همانطورى كه مورد عمل غير ما است ( بعضى از طوائف اهل سنت چنين مىكنند ) و اين تكفير بنابر اقوا ، اگر عمدا - نه سهوا - انجام گيرد ، نماز را باطل مىكند هر چند در جائى كه سهوا باشد ، اعادهء نماز موافق احتياط است ، و در حال تقيّه اشكالى ندارد . ( 2 ) سوم - تمام بدن را متوجّه پشت قبله يا طرف راست يا طرف چپ نمودن ، بلكه و يا متوجّه ما بين راست و چپ نمودن بطورى كه از رو به قبله بودن خارج شود ، كه انجام عمدى تمام اين كارها باطل كنندهء نماز است ، بلكه اگر تمام بدن را بطورى بگرداند كه از بين مشرق و مغرب خارج شود ، حتى اگر چه سهوا يا با فشار دادن و مانند اينها باشد ، نماز را باطل مىكند اما اگر صورت مختصرا به طرف راست يا چپ برگردد و بدن رو به قبله بماند نماز را باطل نمىكند ولى اين كار مكروه است و چنانچه صورت را بقدرى برگرداند كه تمام صفحهء صورتش رو به طرف راست قبله يا چپ آن قرار بگيرد ، بنابر اقوا نماز را باطل مىكند . ( 3 ) چهارم - حرف زدن عمدى ، اگر چه با دو حرف بىمعنى باشد به اينكه مثلا لفظ بىمعنائى را كه از دو حرف تركيب يافته در معنائى مانند نوع و يا صنف آن لفظ استعمال كند كه بنابر اقوا نماز را باطل مىكند و اگر لفظ مهمل را در معنائى به كار نبرد ، بنابر احتياط واجب همچنين است ( نماز را باطل مىكند ) و همچنين است يك حرفى كه در معنايى استعمال شود ، مثل اينكه « ب » بگويد و آن را رمز براى اوّل بعضى از نامها و وسيلهء فهماندن آن قرار دهد ( كه بنابر احتياط واجب نماز را باطل مىكند ) ، بلكه باعث بطلان نماز بودنش خالى از قوّت نيست بنابراين بطور كلّى حرفى كه فهمانندهء مطلبى است ، اگر چه اصلا براى معنائى وضع نشده باشد ، اگر آن را به قصد حكايت و فهماندن مطلبى اداء نمايد ، خالى از قوّت نيست كه نماز را باطل كند ، كما اينكه اگر لفظى را كه براى معنايى وضع شده است بگويد و به قصد حكايت و فهماندن مطلبى ننمايد و يك حرف باشد ، بنابر اقوا نماز را باطل نمىكند ، ولى اگر آن لفظ دو حرف و بيشتر باشد ( كه داراى معنا است ، اگر چه به قصد حكايت استعمال نكند ) مادامىكه به حدى نرسد كه نام نماز را - از نمازى كه مىخواند - ببرد ، بنا بر احتياط واجب نماز را ، باطل مىكند و گرنه ( يعنى اگر به حدّى برسد كه ديگر به عملش نماز گفته نمىشود ) بدون شك ، حتى گرچه سهوا استعمال كند ، نماز را باطل مىكند ، بلى حرف زدن سهوى كه به اين حدّ نكشاند ، نماز را باطل نمىكند ، كما اينكه جواب سلام دادن در نماز اشكالى ندارد ، بلكه واجب است و اگر جواب سلام را ندهد و مشغول قرائت و مانند آن شود ، نمازش باطل نيست تا چه رسد آن كه به مقدار جواب سلام سكوت نمايد ( و سپس نمازش را ادامه دهد ) ، البتّه ، تنها بگردنش گناه ترك واجب است . ( 4 ) مسألهء 1 - در هر جاى نماز ، ذكر گفتن و دعا كردن و قرآن خواندن غير از آنچه موجب سجده مىشود ، اشكالى ندارد ، و بنا بر اقوا ، هر گونه صحبت نمودن و خطاب به غير خداوند متعال ، حتّى در ضمن دعا ، مثل اين كه بگويد : « غفر اللّه لك » - خدا ترا بيامرزد - و « صبّحك اللّه بالخير » - خدا ترا با خير وارد صبح كند - در صورتى كه قصد دعا براى او